X
خدایا مارادربرپائی ظهور موثر قرار بده

( ادامه مطلب )


یازینب کبری

+ نوشته شده در 1388-دي-13ساعت 10:53 توسط yavar نظرات(12) - ارسال نظر - )دنبالک ها0( - لینک مطلب

حجه`‌الاسلام ‌و ‌المسلمين نجم‌الدين طبسي گفت: از آن‌جايي كه آمريكا توانايي مبارزه مستقيم با مسلمانان را ندارد، وهابيون را با هدف نابودي اسلام تقويت ميكند.

اين استاد حوزه علميه در مراسم افتتاحيه دورههاي آموزشي مؤسسه در راه حق اظهار داشت: وهابيون امسال باقدرت بيش‌تر به تهاجم عليه شيعيان دست زده و در كشورهاي آفريقايي با صرف هزينه 75 ميلياردي سعي در جذب مردم فقير كشورهاي آفريقايي به سوي فرقه ضاله وهابيت دارند.

وي با اشاره به بيانات بسياري از علماي امت اسلام درباره فعاليت هاي وهابيون تصريح كرد: وهابيون با پيامبر اكرم(ص) اعلان جنگ كرده اند و پدر ، مادر و جد ايشان را كافر ميدانند و زيارت قبر آن حضرت را جايز نميدانند كه اين امر اعلان رسمي جنگ با پيامبر در قالب و چهره اسلام است.

اين محقق حوزه ادامه داد: اگرچه آمريكا و اسرائيل نميتوانند به‌صورت ظاهري مخالفت و دشمني خود را با مسلمانان اعلام كنند، ولي توسط وهابيون ميتوانند 2000 مسجد و حسينيه را در كشور عراق ويران كنند و كسي شكايتي نكند.

وي افزود: كسي نمي‌داند اين وهابيون چند شيعه پاكستاني را با شعار درود بر يزيد قتل عام كرده‌اند.

+ نوشته شده در 1388-دي-12ساعت 12:49 توسط yavar نظرات(4) - ارسال نظر - )دنبالک ها0( - لینک مطلب
 

او يكي از مراجع اعلاي ديني، زعيم اعظم، فقيه مويد، زمامدار تشيع و از آيات و مراجعي بوده است كه بي واسطه به فيض ملاقات حضرت صاحب الامر ارواحنا لفداء مشرف گشته و مورد تاييدات غيبي بوده اند. در طول تاريخ غيبت كبراي امام عصر (عج) كمتر مرجع و زعيمي به كياست و فراست و سعه صدر و بخشندگي و خدمات آن بزرگوار بوده است.

يكي از كرامت هاي امام عصر (عج) به اين نايب بزرگوار و زعيم امت، توقيع شريفي است كه براي آن بزرگوار توسط شيخ محمد كوفي شوشتري مي فرستند، متن مبارك آن نامه اين است « قل له: ارخص نفسك و اجعل مجلسك في الدهليز و اقض حوائج الناس نحن ننصرك؛ به او بگو: خودت را براي مردم ارزان كن! و خودت را در دسترس همه قرار بده! و محل نشست خود را دهليز خانه ات انتخاب كن تا مردم سريع و آسان با تو ارتباط داشته باشند! حاجت هاي مردم را برآور! ما ياري ات مي كنيم»

آن بزرگوار، به مقام نيابت امام زمان (عج) در به عهده گرفتن ولايت و زعامت امت بوده است؛ تا جايي كه يكي از تشرف يافتگان به محضر امام زمان (عج) مي گويد: « ... پس از تشرف به محضر امام زمان دوباره بازگشتم تا آن حضرت را ببينم و سوالاتي را بپرسم، اما آيت ا... سيد ابوالحسن اصفهاني را به جاي آن حضرت ديدم. سوالات خويش را پرسيدم و جواب گرفتم. ... در همان روز به خدمت آن بزرگوار مشرف شدم و سوالات خويش را مطرح كردم. آن بزرگوار عين همان جواب ها را به من داد و آن گاه لبخندي زد و از من پيمان گرفت كه تا زنده است، ماجرا را با كسي بازگو نكنم 1. »

1. قاضي زاهدي، شيفتگان حضرت مهدي (عج)، ج1، ص 116

+ نوشته شده در 1388-دي-8ساعت 01:17 توسط yavar نظرات(4) - ارسال نظر - )دنبالک ها0( - لینک مطلب
 بى‏تردید یكى از مهم‏ترین عوامل تربیت و پرورش فضیلت‏هاى اخلاقى و نیز تثبیت و انتقال ارزش‏هاى فرهنگى و اعتقادى، استفاده از الگوهاى مناسب است؛ چرا كه الگو و سرمشق به لحاظ برخوردارى از ویژگى‏هاى خاصى مى‏تواند به روند حفظ و انتقال فضایل و آموزه‏هاى تربیتى سرعت ‏بخشیده و به تعمیق و ماندگار شدن آن‏ها كمك نماید.

در مجموعه تعالیم اسلام، به ویژه در تعالیم مربوط به مسائل تعلیم و تربیت، نه تنها توصیه و تاكید بر استفاده از شیوه الگویى شده بلكه علاوه بر تبیین مشخصات و ویژگى‏هاى یك الگوى مناسب در موارد ضرورى مصداق نیز ذكر شده است. علاوه بر این، گاهى راه‏هاى بهره‏بردارى از الگوها نیز مورد اشاره قرار گرفته؛ از جمله در یك مورد ضمن تشریح جریانات مربوط به جنگ احزاب در قرآن كریم، از شخص پیامبر اكرم ‏صلى الله علیه وآله به عنوان"اسوه حسنه‏" یاد مى‏شود. «لقد كان لكم فى رسول الله اسوة حسنة‏» (احزاب،21)
+ نوشته شده در 1388-دي-3ساعت 01:30 توسط yavar نظرات(0) - ارسال نظر - )دنبالک ها0( - لینک مطلب


باز جمعه اي ديگر از راه رسيد ودل ما ياد بهار انتظار کرده است وتمناي حضور تو بار ديگر در جانمان شعله مي کشد و عقلمان با پرسش هاي آخر الزماني سرخ مي گردد ولي پاسخ جز از ناب ترين سرچشمه ها نجوييم يعني قرآن.اينگ سوالات ما وپاسخ هاي کتاب الهي!

.

( ادامه مطلب )


+ نوشته شده در 1388-آذر-21ساعت 09:38 توسط yavar نظرات(4) - ارسال نظر - )دنبالک ها0( - لینک مطلب
يكى از باورهاى مشترك ميان همه اديان الهى، اعتقاد به ظهور منجى و رهاننده‏اى است كه مى‏آيد و جهان را مملو از نور و نيكى مى‏كند. ظهور اين منتظر نيز با وقايع و حوادثى خاص توام است كه در منابع اديان مختلف، كم و بيش مشابهت‌هايى ميان آنها ديده مى‏شود. اين مقاله نگاهى تطبيقى به برخى نشانه‏هاى ظهور در اسلام و مسيحيت دارد كه مورد بررسي قرار مي‌گيرد.

 

رخدادهايى كه بر اساس پيش‏بينى معصومين(عليهم السلام) در آستانه ظهور موعود(عج) پديد خواهند آمد، نشانه‏هاى ظهورند و اگر چه زمان ظهور بر هيچ ‏كس روشن نيست اما، تحقق اين نشانه‏ها نويدبخش نزديكى ظهور است .

در روايات اسلامى نشانه‏هاى ظهور به دو دسته نشانه‏هاى حتمى و نشانه‏هاى غير حتمى تقسيم شده‏اند. علائم حتمى ظهور آنهايى هستند كه تحققشان بدون هيچ قيد و شرطى الزامى است؛ اما علائم غير حتمى، نشانه‏هايى هستند كه ممكن است تغيير يابند و يا به كلى حذف شوند .

در سخنان عيسى مسيح (عليه السلام) و نيز نوشته‏هاى رسولان او نشانه‏هايى از هر دو گونه ذكر شده است كه با آنچه در روايات ما آمده، هماهنگي‌هاى كلى دارد. برخى از اين نشانه‏ها عبارتند از:

علامه مجلسى، در باب نشانه‏هاى ظهور، روايتى را از امام صادق (عليه السلام) آورده كه در آن، بيش از يكصد نوع گناه و انحراف اخلاقى، اجتماعى، اعتقادى و فرهنگى كه در دوران غيبت، دامنگير جوامع اسلامى مى‏شود، پيشگويى شده است. از جمله: رشوه‏خوارى، قماربازى، شرابخوارى، زياد شدن زنا، لواط، قطع صله رحم، سنگدل شدن مردمان، اهتمام مردم تنها به شهوت و شكم، از ميان رفتن شرم، نپرداختن زكات و خمس، كم‏فروشى، بى‏اعتنايى به اوقات نماز، آراستن مساجد به زيورآلات، گزاردن حج‏ به انگيزه‏هاى مادى و براى غير خدا، رعايت نكردن احترام بزرگترها، پيروى از ثروتمندان، صرف كردن سرمايه‏هاى عظيم در فساد و ابتذال و بى‏دينى، چاپلوسى و تملق‏گويى و ...

 

1- صيحه آسمانى:

يكى از حوادثى كه در فاصله كمى از قيام مهدى منتظر (عج) رخ مى‏دهد، ندايى است كه از آسمان برخاسته و نام حضرت قائم را به گوش تمام جهانيان مى‏رساند. شيخ طوسى، نعمانى و شيخ صدوق در كتاب‌هاى خود روايات زيادى را در اين مورد نقل كرده‏اند كه در اينجا به يك مورد اشاره مى‏شود:

نعمانى به سند خود از امام محمد باقر (عليه السلام) چنين نقل مى‏كند: (1)

«آن نداى آسمانى بر نخواهد خاست مگر در ماه رمضان كه ماه خداست. آن ندا از جبرئيل است كه خطاب به مردم سر داده مى‏شود و نام قائم را در همه جا طنين‏انداز مى‏سازد تا آنجا كه همه ساكنان زمين از شرق تا به غرب آن ندا را خواهند شنيد. از وحشت ‏شنيدن آن ندا هر كس كه در خواب فرو رفته بيدار شده و هر كس برپا ايستاده ناچار به نشستن مى‏شود و هر كس بر زمين نشسته به ناگاه از جاى برمى‏خيزد. پس رحمت الهى بر كسى باد كه اين ندا را بشنود و به آن پاسخ گويد.»

در باور مسيحيان نيز از نشانه‏هاى آمدن منجى، ندايى است كه از آسمان برمى‏خيزد و ياران مسيح را گرد هم مى‏آورد:

و سرانجام نشانه آمدن من در آسمان ظاهر خواهد شد. آنگاه مردم دنيا مرا خواهند ديد كه در ميان ابرهاى آسمان، با قدرت و شكوهى خيره كننده مى‏آيم و من فرشتگان خود را با صداى بلند شيپور خواهم فرستاد تا برگزيدگان مرا از گوشه و كنار زمين و آسمان گرد آورند. (2)

 

2- آتشى از آسمان:

در بعضى از روايات اسلامى به آتش زرد و سرخ خامى اشاره شده كه از مقدمات ظهور حضرت مهدى (عج) است . از امام صادق (عليه السلام) روايت ‏شده كه فرمود:

وقتى آتش بزرگى از سوى مشرق مشاهده گرديد كه در بعضى شب‌ها بالا مى‏آيد، در آن هنگام گشايش كار مردم پديد مى‏آيد و اين آتش اندكى قبل از ظهور قائم خواهد بود. (3)

و از امام باقر (عليه السلام) روايت ‏شده كه فرمود:

وقتى از جانب مشرق آتشى بزرگ و سرخ خام مشاهده نموديد كه سه يا هفت روز بالا مى‏آيد . در آن هنگام به خواست‏ خدا منتظر فرج آل محمد (صلي الله عليه و آله) باشيد و خدا عزيز و حكيم است. (4)

در نسخه خطى ابن حماد از ابن معدان نقل شده است كه گفت: (5)

وقتى در ماه رمضان ستونى از آتش از جانب شرق در آسمان مشاهده نموديد تا مى‏توانيد مواد غذايى و خوراك تهيه نماييد كه آن سال قحطى خواهد بود.

در انجيل لوقا نيز از آتشى شبيه آنچه در روايات اسلامى آمده به عنوان نشانه‏اى از ظهور ياد شده است:

در آن زمان، دنيا مانند زمان لوط خواهد بود كه مردم غرق كارهاى روزانه‏شان بودند، مى‏خوردند و مى‏نوشيدند و خريد و فروش مى‏كردند، مى‏كاشتند و مى‏ساختند تا صبح روزى كه لوط از شهر سدوم بيرون آمد و آتش گوگرد از آسمان باريد و همه چيز را از بين برد. بلى به هنگام بازگشت من، اوضاع دنيا به همين صورت خواهد بود. (6)

 

3- خروج دجال:

اين نشانه، در كتاب‌هاى اهل سنت، از نشانه‏هاى برپايى قيامت دانسته شده است ولى در منابع روايى شيعه، از نشانه‏هاى ظهور به شمار مى‏رود. بر اساس آنچه از ظاهر اخبار استفاده مى‏شود، دجال فردى است كه در آخرالزمان و پيش از قيام مهدى (عج) خروج مى‏كند و غير عادى است و با انجام كارهاى شگفت‏انگيز جمع زيادى از مردم را مى‏فريبد و سرانجام به دست عيسى مسيح (عليه‌السلام) در كنار دروازه «در» در منطقه شام به هلاكت مى‏رسد. (7)

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مى‏فرمايد:

قيامت ‏برپا نمى‏شود، تا وقتى كه مهدى (عليه السلام) از فرزندانم قيام كند و مهدى (عج) قيام نمى‏كند، تا وقتى كه شصت دروغگو خروج كنند. (8)

يا مى‏فرمايد:

پيشاپيش برپايى قيامت، خروج دجال است و پيش از دجال، سى دروغگو، يا بيشتر خروج خواهند كرد. (9)

در كتاب مقدس نيز اطلاعات جامعى پيرامون دجال آمده است. البته واژه دجال (antichrist) تنها در مسايل يوحنا وارد شده اما ادعا شده است كه در مكاشفه يوحنا، وسايل پولس و با صراحت كمترى در اناجيل و كتاب دانيال نيز مترادف‌هاى اين واژه به كار رفته است. (10)

در مسايل يوحنا آمده است:

فرزندان عزيزم، پايان دنيا نزديك شده است. شما حتما درباره ظهور دجال كه دشمن مسيح است چيزهايى شنيده‏ايد . حتى الان نيز مخالفين مسيح همه جا ديده مى‏شوند. (11)

يوحنا نيز از چندين دجال سخن مى‏گويد ولى بين دجالان بسيار و يك دجال فرق مى‏گذارد:

دجال مى‏آيد. الحال هم دجالان بسيار ظاهر شده‏اند. (12)

امام باقر (عليه السلام) مى‏فرمايد:

براى مهدى ما، دو نشانه است كه از هنگامى كه خداوند آسمان‌ها و زمين را خلق فرمود، سابقه ندارد: خسوف در اول ماه رمضان و كسوف در نيمه همان ماه.

4- خسوف و كسوف:

يكي ديگر از نشانه‏هاى ظهور، كسوف در نيمه ماه رمضان و خسوف در آخر و يا اول همان ماه است كه در احاديث فراوانى از آنها نام برده شده است .

امام باقر (عليه السلام) مى‏فرمايد:

براى مهدى ما، دو نشانه است كه از هنگامى كه خداوند آسمان‌ها و زمين را خلق فرمود، سابقه ندارد: خسوف در اول ماه رمضان و كسوف در نيمه همان ماه. (13)

در منابع مسيحى نيز سخن از خورشيد گرفتگى و تيرگى ماه به عنوان نشانه‏هاى ظهور به ميان آمده است:

پس از اين مصيبت‌ها، خورشيد تيره و تار خواهد شد و ماه، ديگر نخواهد درخشيد، ستاره‏ها خواهند افتاد و آسمان دگرگون خواهد شد. آنگاه تمام مردم، مرا خواهند ديد كه در ابرها با قدرت و شكوه عظيم مى‏آيم. (14)

 

امام زمان عليه السلام

 

5- جنگ‌هاى خونين و قتل‌هاى فراوان:

روايت‌هاى اسلامى خبر از وقوع جنگ‌ها، فتنه‏ها و آشوب‌هاى گسترده و فراوان در آخرالزمان و در آستانه ظهور امام مهدى (عج) مى‏دهند، فتنه‏هايى كه پى‏درپى مى‏رسند و سرزمين‌هاى بسيارى را در برمى‏گيرند .

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) از اين فتنه‏ها چنين ياد مى‏كنند:

فتنه‏اى به پا مى‏شود و به دنبال آن فتنه‏اى ديگر برمى‏خيزد. فتنه اولى در مقايسه با دومى همانند تازيانه خوردن است در مقايسه با ضربات لبه تيز شمشير! سپس فتنه‏اى پديد مى‏آيد كه همه محرمات در آن حلال شمرده شود، آنگاه خلافت‏ به بهترين مردم روى زمين مى‏رسد در حالى كه او در خانه‏اش نشسته باشد. (15)

و نيز در جايى ديگر فرمودند:

بعد از من چهار فتنه بر شما فرود آيد كه در اولى خون‌ها مباح مى‏شود، در دومى خون‌ها و ثروت‌ها مباح مى‏گردد، در سومى خون‌ها و ثروت‌ها و ناموسه‌ا مباح مى‏شود و در چهارمى آشوبى كور و كر جهان را مضطرب مى‏سازد. (16)

در منابع مسيحى نيز به وقوع جنگ‌ها و قتل‌هاى فراوان اشاره شده است:

از دور و نزديك خبر جنگ‌ها به گوشتان خواهد رسيد. اما پريشان نشويد، زيرا جنگ‌ها رخ خواهد داد؛ اما آخر دنيا در آن زمان نيست. (17)

قوم‌ها و ممالك جهان با يكديگر به ستيز برخواهند خاست. (18)

در نقاط دور و نزديك جنگ‌هاى بسيارى بروز خواهد كرد ولى اين علامت فرا رسيدن آخر زمان نيست . (19)

در روايات اسلامى نشانه‏هاى ظهور به دو دسته نشانه‏هاى حتمى و نشانه‏هاى غير حتمى تقسيم شده‏اند. علائم حتمى ظهور آنهايى هستند كه تحققشان بدون هيچ قيد و شرطى الزامى است؛ اما علائم غير حتمى، نشانه‏هايى هستند كه ممكن است تغيير يابند و يا به كلى حذف شوند .

6- زياد شدن گناهان و مفاسد اخلاقى:

علامه مجلسى، در باب نشانه‏هاى ظهور، روايتى را از امام صادق (عليه السلام) آورده كه در آن، بيش از يكصد نوع گناه و انحراف اخلاقى، اجتماعى، اعتقادى و فرهنگى كه در دوران غيبت، دامنگير جوامع اسلامى مى‏شود، پيشگويى شده است. از جمله: رشوه‏خوارى، قماربازى، شرابخوارى، زياد شدن زنا، لواط، قطع صله رحم، سنگدل شدن مردمان، اهتمام مردم تنها به شهوت و شكم، از ميان رفتن شرم، نپرداختن زكات و خمس، كم‏فروشى، بى‏اعتنايى به اوقات نماز، آراستن مساجد به زيورآلات، گزاردن حج‏ به انگيزه‏هاى مادى و براى غير خدا، رعايت نكردن احترام بزرگترها، پيروى از ثروتمندان، صرف كردن سرمايه‏هاى عظيم در فساد و ابتذال و بى‏دينى، چاپلوسى و تملق‏گويى و ... (20)

در باور مسيحيان نيز به افزايش گناه و فساد به عنوان نشانه‏هاى ظهور و حوادث آخرالزمان اشاره شده است:

اين را نيز بايد بدانى كه در زمان‌هاى آخر، مسيحى بودن بسيار دشوار خواهد بود زيرا مردم خداپرست، پول‏دوست، مغرور و متكبر خواهند بود، و خدا را مسخره كرده، نسبت‏ به والدين نامطيع و ناسپاس خواهند شد و دست‏ به هر عمل زشتى خواهند زد. مردم سنگدل و بى‏رحم، تهمت‏زن و ناپرهيزكار، خشن و متنفر از خوبى خواهند بود و كسانى را كه مى‏خواهند زندگى پاكى داشته باشند به باد تمسخر خواهند گرفت. در آن زمان، خيانت در دوستى امرى عادى به نظر خواهد آمد، انسان‌ها خودراى، تندخو و مغرور خواهند بود و عيش و عشرت را بيشتر از خدا دوست‏ خواهند داشت. به ظاهر افرادى مومن، اما در باطن بى‏ايمان خواهند بود. فريب اينگونه اشخاص خوش ظاهر را نخور. (21)

بسيارى برخاسته، خود را نبى معرفى خواهند كرد و عده زيادى را گمراه خواهند نمود، گناه آنقدر گسترش پيدا خواهد كرد كه محبت ‏بسيارى سرد خواهد شد . (22)

 

كلام آخر:

با توجه به اين نشانه‏ها و نيز علائمى ديگر كه بى‏شك واقع خواهد شد و معصومين (عليهم السلام) به آنها اشاراتى فرموده‏اند، به نزديكى باور مسلمانان و مسيحيان پيرامون موضوع آخرالزمان پى مى‏بريم و اين امر مى‏تواند سرآغازى براى مطالعه‏اى دقيق‏تر در خصوص مهدويت‏ باشد . ان‏شاءالله

+ نوشته شده در 1388-آذر-16ساعت 11:09 توسط yavar نظرات(2) - ارسال نظر - )دنبالک ها0( - لینک مطلب
مهدی

روز ها چه زیبا از یکدیگر سبقت می گیرند... برای خودشان زیبایی است؛ برای ما حسرت!

و باز همان حرف همیشگی : " انگار همین دیروز بود..."

خوب چه می شود کرد...  باید کرد عادت!!!

منم و دنیایی زیبایی...

به عشق تو....

یا علی!

نخست نوشت

+ نوشته شده در 1388-آذر-10ساعت 10:02 توسط yavar نظرات(4) - ارسال نظر - )دنبالک ها0( - لینک مطلب
کربلا

( ادامه مطلب )


+ نوشته شده در 1388-آذر-7ساعت 11:52 توسط yavar نظرات(0) - ارسال نظر - )دنبالک ها0( - لینک مطلب
دل در جوشش ناب عرفه، وضو مي گيرد و در صحراي تفتيده عرفات، جاري مي شود. آن جا كه ايوان هزار نقش خداشناسي است. لب ها ترنم با طراوت دعا به خود گرفته و چشم ها امان خود را از بارش توبه، از دست داده اند. دل، بيقرار روح عرفات، حضرت اباعبدالله الحسين (ع) شده است. پنجره باران خورده چشم ها از ضريح اجابت، تصوير مي دهد و اين صحراي عرفات است كه با كلمات روحبخش دعاي امام حسين (ع) و اشك عاشقان او بر دامن خود اجابت را نقش مي كند. اشك و زمزمه ما را نيز بپذير، اي خداي عرفه.
+ نوشته شده در 1388-آذر-2ساعت 05:11 توسط yavar نظرات(3) - ارسال نظر - )دنبالک ها0( - لینک مطلب

وجود مبارك حضرت بقیه الله، حجه بن الحسن ( عجل الله تعالی فرجه الشریف ) هر سال در مراسم حج حضور دارد. در عرفات و منا حاضر است. ممكن است كسی در سرزمین عرفات و منا به وجود مبارك بقیه الله الاعظم دعا هم بكند و دعای فرج را هم بخواند اما قلب او، قلب انسان نباشد. ممكن است كسی مشكلی داشته باشد و مشكلش ناخودآگاه به بركت حضرت حجت (سلام الله علیه)حل شود اما چنین نیست كه اگر عملی خارق عادت در حج یا در منا و عرفات پیدا شد، مستقیماً توسط وجود مبارك حضرت حجت باشد. احتمال دارد خود حضرت باشند و احتمال دارد اولیایی كه دست پرورده آن حضرت هستند باشند. ممكن است سالمندی، زن یا مرد، و یا ناواردی راه خیمه و چادر را گم كند یا در بین راه بدون زاد و راحله بماند و ولی از اولیای الهی كه تربیت شده مكتب ولایت امام عصر (ارواحنا فداه ) است او را راهنمایی كند. گرچه این شخص مع الواسطه خدمت حضرت حجت رسیده است اما بلاواسطه نبوده است. چنین نیست كه هر اثر غیبی در مراسم حج مستقیماً مربوط به وجود مقدس حضرت ولی عصر ـ ارواحنا فداه ـ باشد. خیلی توفیق می خواهد و چنین تشرفی برای اوحدی از موحدان پیش می آید كه وجود مبارك حضرت ـ سلام الله علیه ـ شخصاً به بالین او بیاید. البته عنایت ایشان شامل اولیا و شاگردان و صالحین و صدیقین و شهدایی را كه تربیت كرده است، می شود. آنها مأموران ایشان هستند و به دستور ایشان مشكلات دیگران را حل می كنند و خلاصه این كه وجود مقدس حضرت باطن ما را می بینند.

+ نوشته شده در 1388-آبا-29ساعت 10:57 توسط yavar نظرات(0) - ارسال نظر - )دنبالک ها0( - لینک مطلب
اگر به منظور جست و جوی راهکار برای تعجیل در فرج و رسیدن به وصال ایام صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه و شریف)٬ در توقیعات شریفه٬ رویاهای صادقه٬ مکاشفات رحمانی و تشرفات افراد به محضر مبارک آن ولی خدا بنگریم٬ در سه مقطع می‎توان رهنمودهای آن امام همام را مورد توجه قرار داد:

۱- روزگار غیبت صغری

۲- زمان صدور نامه خطاب به شیخ مفید(رحمة الله علیه).

۳- از هنگام صدور نامه تا کنون

فرمایش امام زمان(ارواحنا فداه) در غیبت صغری

امام عصر(علیه‎السلام) از طریق محمدبن عثمان(ره)٬ دومین نائب خویش در زمان غیبت صغری٬ خطاب به همه شیعیان فرموده‎اند:

برای تعجیل در فرج بسیار دعا کنید که همانا فرج و گشایش شما در آن است.(۱)

در این سخن دو نکته مهم وجود دارد:

۱- کثرت دعا، یعنی به دعای کم و در زمان محدود اکتفا نشود. آری٬ منتظران واقعی حضرتش از چشم انتظاری ملول نمی‎شوند و هرگز از تمنای فرج خسته نمی‎گردند.

۲- فرج و گشایش در همه امور ما (اخروی و دنیوی) تنها و تنها به فرج و ظهور امام عصر(علیه‎السلام) وابسته است. در کتاب شریف مکیال المکارم آمده است:

"یکی از زنان با ایمان و پارسا در هنگام تسلط کفار بر کشور اسلامی و غم و ناراحتی شدید مردم٬ بزرگی را در عالم رویا دید که می‎فرمود:

اگر مومن پس از نمازهایش٬ همانطوری که وقتی خود مریض یا مقروض می‎شود، یا به گرفتاری دیگری دچار می‎آید٬ برای رفع گرفتاری خود٬ به دعا کردن به جِد روی می‎آورد؛ در دعا برای فرج مولایش مواظبت و مداومت کند٬ انسان که فراق امام زمان(ارواحنا فداه) باعث غم و ناراحتی او شده و قلبش را شکسته و احوالش را پریشان کرده باشد٬ چنین دعایی در این حالت یکی از این دو امر را موجب می‎شود: یا امام زمانش سریع‎تر ظهور می‎کند یا غم و ناراحتی مومن دعاکننده٬ با برطرف شدن گرفتاری‎هایش و نجات از فتنه‎ها٬ به خوش حالی مبدل می‎شود." (۲)

برای تعجیل در فرج امام زمان(عج) صلوات

+ نوشته شده در 1388-آبا-25ساعت 12:26 توسط yavar نظرات(10) - ارسال نظر - )دنبالک ها0( - لینک مطلب


فضای این دل دیوانه گرفته بوی گل نرگس
دلم نشسته چون پروانه در آرزوی گل نرگس
سزد ز غصه بمیرم من ز درد و غربت و تنهایی
همیشه ذکر فرج دارم ولی چرا تو نمی آیی


ابا صالح ابا صالح ابا صالح یا ابا صالح
ابا صالح ابا صالح ابا صالح یا ابا صالح



منم که زشت و سیه چهره تو در نهایت زیبایی
منم فقیر فقیرانه تو در نهایت دارایی
چه می شود بشود روزی سراغ خیمه سبز تو
که روزی ام بشود روزی طعام خیمه سبز تو


ابا صالح ابا صالح ابا صالح یا ابا صالح
ابا صالح ابا صالح ابا صالح یا ابا صالح



دوباره پای گنه کارم به بزم عشقه تو وا گشته
سرم به زیرو شکسته دل دو دیده دل پر ز حیا گشته
ز قطره قطره اشک من ببین که بوی تو می آید
دو دست خسته و لرزانم به سمت و سوی تو می آید

+ نوشته شده در 1388-آبا-20ساعت 09:31 توسط yavar نظرات(2) - ارسال نظر - )دنبالک ها0( - لینک مطلب
+ نوشته شده در 1388-آبا-6ساعت 10:39 توسط yavar نظرات(2) - ارسال نظر - )دنبالک ها0( - لینک مطلب


اگر به منظور جست و جوی راهکار برای تعجیل در فرج و رسیدن به وصال ایام صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه و شریف)٬ در توقیعات شریفه٬ رویاهای صادقه٬ مکاشفات رحمانی و تشرفات افراد به محضر مبارک آن ولی خدا بنگریم٬ در سه مقطع می‎توان رهنمودهای آن امام همام را مورد توجه قرار داد:

۱- روزگار غیبت صغری

۲- زمان صدور نامه خطاب به شیخ مفید(رحمة الله علیه).

۳- از هنگام صدور نامه تا کنون

فرمایش امام زمان(ارواحنا فداه) در غیبت صغری

امام عصر(علیه‎السلام) از طریق محمدبن عثمان(ره)٬ دومین نائب خویش در زمان غیبت صغری٬ خطاب به همه شیعیان فرموده‎اند:

برای تعجیل در فرج بسیار دعا کنید که همانا فرج و گشایش شما در آن است.(۱)

در این سخن دو نکته مهم وجود دارد:

۱- کثرت دعا، یعنی به دعای کم و در زمان محدود اکتفا نشود. آری٬ منتظران واقعی حضرتش از چشم انتظاری ملول نمی‎شوند و هرگز از تمنای فرج خسته نمی‎گردند.

۲- فرج و گشایش در همه امور ما (اخروی و دنیوی) تنها و تنها به فرج و ظهور امام عصر(علیه‎السلام) وابسته است. در کتاب شریف مکیال المکارم آمده است:

"یکی از زنان با ایمان و پارسا در هنگام تسلط کفار بر کشور اسلامی و غم و ناراحتی شدید مردم٬ بزرگی را در عالم رویا دید که می‎فرمود:

اگر مومن پس از نمازهایش٬ همانطوری که وقتی خود مریض یا مقروض می‎شود، یا به گرفتاری دیگری دچار می‎آید٬ برای رفع گرفتاری خود٬ به دعا کردن به جِد روی می‎آورد؛ در دعا برای فرج مولایش مواظبت و مداومت کند٬ انسان که فراق امام زمان(ارواحنا فداه) باعث غم و ناراحتی او شده و قلبش را شکسته و احوالش را پریشان کرده باشد٬ چنین دعایی در این حالت یکی از این دو امر را موجب می‎شود: یا امام زمانش سریع‎تر ظهور می‎کند یا غم و ناراحتی مومن دعاکننده٬ با برطرف شدن گرفتاری‎هایش و نجات از فتنه‎ها٬ به خوش حالی مبدل می‎شود." (۲)

+ نوشته شده در 1388-مهر-23ساعت 01:48 توسط yavar نظرات(3) - ارسال نظر - )دنبالک ها0( - لینک مطلب

زیباترین ولادت: تنها کسی که در داخل خانه خدا بدنیا آمد، اوست.

زیباترین نام: بنا بر روایات متعدد، نام علی مشتق از نام خداست.

زیباترین معلم: علی تربیت شده دست پیامبر (ص) بود.

زیباترین سخنان: به تعبیر بسیاری از بزرگان، نهج البلاغه برادر قرآن کریم است.

تولد در خانه خدا

مکه در يکي از ماههاي حرام، ماه رجب، پذيراي مقدم زيارت کنندگان خانه خدا بود. زائران با آداب و مناسک خود به گرد خانه خدا طواف مي کردند، گاه پروردگارشان را مي خواندند و گاه بت ها را. و آن روز نيز که روز جمعه سيزدهم ماه رجب بود در اطراف خانه کعبه ازدحام عجيبي برپا بود. در اين جمع تنها يک زن بود که به جاي عبادت بت، خدا را عبادت مي کرد، شرک و کفر بر روحش سايه نينداخته بود. او دين حنيف داشت، همان دين جدش ابراهيم خليل الرحمن، و او نيز در اطراف خانه خدا طواف مي کرد، و از خدا مي خواست تا وضع حملش را آسان کند.

او فاطمه دختر اسد بن هاشم بود و فرزندي را به بار داشت. و تقدير چنين بود که اين فرزند تولدي مبارک و استثنايي داشته باشد... تولد در خانه خدا...

فاطمه با خدا راز و نياز مي کرد. ناگهان در خود احساس دردي شديد کرد، دردي که فاطمه آن را به خوبي مي شناخت، آخر اين پنجمين حمل او بود، او قبلاً چهار بار ديگر اين درد را در خود احساس کرده بود. فاطمه مضطرب و پريشان شد، او در ميان جمعيت غوطه مي خورد و طواف مي کرد، پس از اين احساس از طواف باز ايستاد ولي موج جمعيت او را به اين سو و آن سو مي کشاند. و درد هر لحظه شديدتر و شديدتر مي شد.

چه مي دانست که خدا چه سرنوشت افتخار آميزي براي او و نوزادش رقم زده است.

فاطمه به دنبال پناهگاهي مي گشت، مأمني که او را از چشم مردم پنهان کند، و سرانجام آغوش گشوده کعبه را در برابر خود ديد. فاطمه قدم به درون خانه کعبه گذارد. و اين تقدير الهي بود که مرد خدا در خانه خدا قدم به صحنه حيات پر افتخار خود بگذارد.


 

( ادامه مطلب )


+ نوشته شده در 1388-مهر-19ساعت 11:24 توسط yavar نظرات(1) - ارسال نظر - )دنبالک ها0( - لینک مطلب


با توجه به آيه 42 سوره عمران كه حضرت مريم را برترين زنان عالم معرفى‏مى‏كند چرا ما شيعيان مى‏گوييم حضرت فاطمه(س) برترين است؟

به اين سؤال از سوى مفسران دو پاسخ داده شده است:


1- مراد آيه شريفه، برترى حضرت مريم بر همه زنان جهان در عصر خود و قبل از آن است. اين پاسخ هم مشابه قرآنى دارد و هم دليل روايى.


الف) در قرآن مجيد آمده است كه خداوند درباره‏بنى‏اسرائيل فرمود: وَ أَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَى اَلْعالَمِينَ*،(1). در تفسير نمونه آمده است: «بديهى است منظور، برترى مؤمنان بنى‏اسرائيل بر مردم عصر خود بوده است».


ب) در تفسير برهان روايتى از مفضل بن عمر نقل شده است كه مى‏گويد: «به امام صادق (ع) عرض كردم: مرا خبر ده از قول پيامبر خدا (ص) درباره فاطمه كه فرمودند: «او سرور زنان جهانيان است». آيا او سرور زنان عصر خويش است؟ امام (ع) فرمودند: «مريم سرور زنان جان در عصر خود بوده است، اما فاطمه (س) سرور همه زنان از آغاز تا پايان است».


2- آيه شريفه قيد زمانى ندارد و مربوط به همه زمان‏ها است ولى قيد موضوعى دارد و از همين رو منافاتى با سرورى حضرت زهرا (س) بر همه زنان عالم در كمالات عاليه و والاى انسانى ندارد.


توضيح اين كه در قرآن مجيد يك‏سرى از ويژگى‏ها و امتيازات براى حضرت مريم بيان شده است. اين ويژگى‏ها از اختصاصات حضرت مريم نيست و افراد ديگرى نيز در رتبه او و چه بسا بالاتر از او به چنين مقاماتى رسيده‏اند،اما آنچه ازاختصاصات حضرت مريم (س) است و بدان وصف بر همه زنان عالم امتياز يافته است، چگونگى ولادت فرزند وى مى‏باشد.


علامه طباطبايى (ره) در تفسير الميزان مى‏فرمايد: «[اين كلمه‏] از خصائص وجودى حضرت مريم (س) انگشت روى هيچ خصيصه‏اى به جز ولادت عجيب فرزندش نمى‏گذارد. اين است كه «اصطفاء» از هر جهت نيست بلكه آن گونه فرزند آوردن مراد است». اما غير از كلمه «اصطفاء» كلمات ديگرى كه در آيات مربوط به آن جناب آمده، از قبيل: «تطهير» و «تصديق به كلمات خدا و كتب او» و «قنوت» و «محدثه بودن» همه از امورى است كه اختصاص به آن جناب ندارد.


در تفسير «اطيب البيان» نيز امتياز خصوصى حضرت مريم (س) بر ديگر زنان چگونگى زاييدن حضرت عيسى (ع) بيان شده و در سرّ بيان وَ اِصْطَفاكِ عَلى‏ نِساءِ اَلْعالَمِينَ‏


آمده است: «بيان اين جمله براى اين است كه ديگر زنى نتواند همچه دعوايى بكند و بهانه به دست بياورد». بنابراين اگر آيه داراى قيد زمانى نباشد، حضرت مريم (س) را فقط در چگونگى فرزند آوردن از همه زنان جهان ممتاز دانسته است و اين نافى برترى حضرت زهرا (س) در كمالات عاليه انسانى نيست

+ نوشته شده در 1388-مهر-5ساعت 11:29 توسط yavar نظرات(3) - ارسال نظر - )دنبالک ها0( - لینک مطلب

سؤال اول: دليل و آيه اي بر وجود امام زمان عليه السلام را بيان فرماييد.


1- در سوره قدر خداوند مي فرمايد: «تنزل الملائکه والروح فيها بإذن ربهم من کل أمر ». تنزل فعل مضارع است و دلالت بر استمرار مي نمايد. يعني در هر سال، شب قدر ملائک و روح به زمين نزول مي فرمايند. در دوران رسول الله صلي الله عليه وآله به شخص پيامبر نازل مي شدند. و در هر عصري بايد کسي هم شأن پيامبر باشد تا بر او نازل شوند. و الان تنها شخصي که هم شأن پيامبر صلي الله عليه وآله است امام زمان عليه السلام است.
2- خداوند در قرآن درباره مزد و اجر رسالت پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله مي فرمايد: «قل لا أسئلکم أجرا إلا الموده في القربي ». به دليل عقلي، دادن اجر رسالت پيامبر در همه زمانها بر همه واجب است. پس چون مزد رسالت پيامبر «موده في القربي» است پس بايد «في القربي»رسول الله صلي الله عليه وآله در هر عصري باشند تا مردم با مودت به ايشان اجر رسالت را بدهند. و «في القربي» الان امام زمان عليه السلام مي باشند.

سؤال دوم: چگونه زنده ماندن امام زمان عليه السلام تاکنون امکان دارد؟


1- خداوند در مورد حضرت يونس عليه السلام مي فرمايد: «فلولا أنه کان من المسبحين للبث في بطنه الي يوم يبعثون ». اگر يونس از تسبيح کنندگان نبود در شکم ماهي تا قيامت مي ماند. وقتي خداوند مي تواند يونس را تا قيامت در شکم ماهي زنده نگه دارد، زنده نگهداشتن امام زمان عليه السلام نيز براي او امري ممکن است.
2- اصحاب کهف سيصدونه سال در غار زنده ماندند «ولبثوا في کهفهم ثلاث مأته سنين و أزدادوا تسعا ».

سؤال سوم: وظيفه ما در قبال امام زمان عليه السلام چيست؟


خداوند مي فرمايد: «قل لا أسئلکم أجرا إلا الموده في القربي ». براي مزد رسالت به «في القربي» (که امام زمان عليه السلام است) مودت کنيد. مودت نياز به معرفت دارد و مودت يعني محبت همراه با اطاعت. پس الان در قبال امام زمان عليه السلام بايد هم معرفت کسب کرده و آن حضرت را بشناسيم و هم از آن حضرت اطاعت کنيم.

سؤال چهارم: آيا امام زمان عليه السلام از ما خبر دارد؟


بله، به تمام اعمال شما نظارت داشته و اعمال شما را مي بيند. خداوند مي فرمايد: «و قل إعملوا فسيري الله أعمالکم و رسوله و المؤمنون و ستردون إلي عالم الغيب و الشهاده فينبئکم بما کنتم تعملون ».
سؤال پنجم: چگونه مي توان يار امام زمان شد


با تقوي، چون بهترين و بالاترين معيار که به انسان ارزش مي دهد و انسان لياقت ياوري امام زمان عليه السلام را پيدا مي کند تقواست:«إن أکرمکم عندالله أتقيکم ». تقوا سبب بزرگي انسان شده و امکان مي دهد که انسان تکيه بر جاي بزرگان زند.

سؤال ششم:چند نمونه از نيازهاي ياران امام زمان عليه السلام را بيان کرده و چگونه بايد کسب کرد؟


الف- دانش و بينش: يار امام زمان عليه السلام بايد دانش و بينش الهي داشته باشد تا در تصميم گيري ها و عمل دچار خطا نشود. حق را از باطل تشخيص دهد. و اين را با تقوي بدست خواهد آورد، زيرا با تقوا موانع فهم و درک و علم و دانش را کنار زده و با دانش دروني و باطني نگاه مي کند. خداوند مي فرمايد:«إتقوا الله و يعلمکم الله ».
ب) بصيرت و بينش: بصيرتي که با چشم باطن ببيند و با گوش باطن بشنود. با ملائک الهي در ارتباط باشد. اهل حق و باطل را بشناسد تا دچار انحطاط فکري و اخلاقي و روحي نشود. و اين بصيرت نيز با تقوا بدست مي آيد. خداوند مي فرمايد:«إن تتقوا الله يجعل لکم فرقانا ». فرقان يعني نيرو و تواني که با آن حق را از باطل جدا کنيد. به برکت اين تقوا انسان، شيطان شناس نيز مي شود. دشمن را هم مي شناسد.

ج) بيداري: هوشياري و بيداري؛ تا هروقت شياطين براي گول زدن آمدند، بيدار شود، دام ابليس را بشناسد و از شيطان فرار کند. چون انسان خواب و چشم بسته سريع در چاه مي افتد. و اين هم با تقوا ممکن است. «إن الذين التقوا إذا مسهم طائف من الشيطان تذکروا فإذاهم مبصرون ».

سؤال هفتم: چگونه بعد از ظهور و در حکومت مهدوي برکات زياد مي شود، محصولات رونق مي يابد، مشکلات مردم حل مي شود و...؟


چون حکومت امام زمان عليه السلام حکومت تقوا است، آثار تقوي هم ظاهر مي شود. و من جمله آثار تقوا نزول برکات از آسمان و باز شدن درهاي برکت از زمين و آسمان است که حل مشکلات مردم و روزي فراوان نيز بدنبال آن است «ولو أن أهل القري آمنوا و التقوا لفتحنا عليهم برکات من السماء و الأرض » «و من يتق الله يجعل له مخرجا و يرزقه من حيث لا يحتسب » «و من يتق الله يجعل له من أمره يسرا ».

سؤال هشتم: ويژگيهاي ياران امام زمان عليه السلام چيست؟


خداوند مي فرمايد: «إن الأرض يرثها عبادي الصالحون ». يعني زمين را بندگان صالح من به ارث مي برند. پس وارثان زمين که امام زمان عليه السلام و ياران ايشان هستند دو ويژگي دارند: 1-عبادالله اند 2- صالحين اند. حال به ويژگيهاي بندگان صالح خدا اشاره مي کنيم:
1- متواضع اند: «عباد الرحمن الذين يمشون علي الأرض هونا »

2- داراي بينش صحيح هستند، زيرا غرور در قلب و عقل آنان نفوذ نکرده است

3- اهل پرورش جاهلان جامعه اند، «وإذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما »

4- اهل طاعت و سجده و قيامند، «و الذين يبيتون ربهم سجدا و قياما »

5- خود را آلوده به گناه که منجر به ورود به جهنم مي شود نمي کنند، «والذين يقولون ربنا أصرف عنا عذاب جهنم »

6- اهل اعتدالند، «إذا أنفقوا لم تسرفوا و لم يقتروا »

7- موحدند و غير خدا را نمي خوانند، «لا يدعون مع الله الها آخر »

8- به جان انسانها احترام مي گذارند، «ولايقتلون النفس التي حرم الله إلا بالحق »

9- پاکدامنند، «ولايزنون »

10- دنبال پاکسازي روان خويش اند، «و من تاب و عمل صالحا »

11- جبران کننده عقب ماندگيها و پرکننده خلأ ها هستند، «إلا من تاب و آمن و عمل صالحا »

12- حتي مرتکب مقدمات گناه هم نمي شوند و در مجالس گناه هم شرکت نمي کنند، «و إذا مروا باللغو مروا کراما »

13- کلامشان صحيح است، «و الذين لا يشهدون الزو »

14- اهل لغو نيستند، « و إذا مروا باللغو مروا کراما »

15- پرورش دهنده نسل سالم و مفيدند، «هب لنا من أزواجنا و ذرياتنا قره أعين »

16- امام ديگرانند، «و جعلنا للمتقين إماما »

17- به گزين اند. کلام را گوش مي دهند و از بهترين آن پيروي مي نمايند، «فبشر عباد الذين يستمعون القول فيتبعون أحسنه »

18- ايمان دارند، «قل يا عباد الذين آمنوا إتقوا ربکم »

19- بنده خداي متعال هستند و امور خود را واگذار به خداي متعال مي نمايند، بنده شهرت و پول و زر و زور و دنيا نيستند، «ثم يقول للناس کونوا عبادا لي من دون الله »

20- شيطان را به زانو در آورده اند، «ولأغوينهم أجمعين إلا عبادک منهم المخلصين »

21- ويژگيهاي صالحين را دارند يعني صددرصد اعمالشان صالح است، «والذين آمنوا و عملوا الصالحات لندخلنهم في الصالحين »

22- امر ازدواج براي جوانان را تسهيل مي کنند، «و أنکحوا الأيامي منکم و الصالحين من عبادکم و إمائکم »

23- در کار خير از همديگر سبقت مي گيرند، «و يسارعون في الخيرات و أولئک من الصالحين »

سؤال نهم: ازدواج در حکومت مهدوي چگونه است؟


امام زمان عليه السلام و يارانش دو ويژگي دارند: 1-عباد خدا هستند 2- صالحين هستند «إن الأرض يرثها عبادي الصالحون ». يک نمونه از ازدواج صالحين را خداوند در قرآن ذکر مي کند که ازدواج دختر شعيب با حضرت موسي است، «قال إني أريد أن أنکحک أحدي إبنتي ها تين » (اول شعيب موسي را شناخت، سپس درخواست ازدواج را داد). از اين آيه مي توان فهميد که:
1- تا داماد را نشناختيد اجازه خواستگاري ندهيد. اول شناخت بعد اقدام

2- ويژگيهاي داماد در آيه دو چيز ذکر شده است: 1- قوي 2- امين. اين دو مهم است

3- اگر پيشنهاد از طرف خانواده دختر باشد اشکال ندارد

4- بعضي خانواده ها چند دختر دارند، اگر براي دختر دوم يا سوم خواستگاري آمد و دختر اولي ازدواج نکرده بود مانع نشويد

5- قبل از ازدواج، دختر و پسر همديگر را ببينند

6- مهريه بايد چند ويژگي داشته باشد. الف) سودآوري اقتصادي داشته باشد. لذا حضرت شعيب عليه السلام هشت سال چوپاني را مطرح نمود ب) مهريه معنوي باشد. حضرت شعيب فرمودند هشت حج ج) مهريه را کم مطرح کنند، تا داماد زياد کند. اين در زياد شدن محبت بين دختر و پسر مؤثر است د) مهريه نقد به عروس داده شود

7- پدر دختر سختگيري نکند

8- خانواده ها به هم اعتماد داشته باشند

سؤال دهم: ويژگيهاي امام زمان عليه السلام در قرآن چيست؟


پاسخ قرآن کريم:
1- معصوم است، «إنما يريدالله ليذهب عنکم الرجس أهل البيت و يطهرکم تطهيرا»

2- اولي الامر است، «أطيعوا الله و أطيعوا الرسول و أولي الأمر منکم»

3- اطاعت از او، راه خداست، «قل ما أسئلکم عليه من أجر إلا من شاء أن يتخذ الي ربه سبيلا» « قل ما أسئلکم أجرا إلا الموده في القربي». از جمع دو آيه معلوم مي شود «سبيل رب» همان « موده في القربي» است.

سؤال يازدهم: الگوهايي را معرفي نمائيد.


پاسخ قرآن کريم:
تمام انبياء عبادالصالحين اند.

+ نوشته شده در 1388-شهر-31ساعت 11:43 توسط yavar نظرات(2) - ارسال نظر - )دنبالک ها0( - لینک مطلب

کاروان "شناختنامه" قرآن، اینک در آستانه‌ی بلند سوره "حدید" ایستاده ‏است، منزلگاهی دیگر از پنجاه و ششمین وادی نور."حدید" به معنای آهن، مظهر استواری و منفعت رسانی به تمدنهای بشری است: َأَنْزَلْنَا الْحَدِیدَ فِیهِ بَأْسٌ شَدِیدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ.مفسران برای آن تاویلهای گوناگونی بر شمرده اند؛ سلاح، امام، مصلح آخر الزمان و...(1)شاید از این رو که "حدید" را در کنارقرآن، کتب آسمانی و میزان به عنوان سه نماد برجسته قانون، فرهنگ وعدالت یاد کرده است چه آنکه لازمه قانونمداری، فرهنگ محوری و عدالت گستری، مبارزه و جهاد است و مبارزه بدون سلاح استوار ممکن نیست.

سپهر دانش، حضرت باقر علیه السلام درباره فضیلت تلاوت این سوره فرمود: كسى كه مسبحات را(سوره هایی که با تسبیح خداوند آغاز می شود) تلاوت كند، جهان را بدرود نخواهد گفت تا اینکه فیض محضرحضرت مهدى (ع) را درك کند، و اگر درك نکرد در سراى آخرت همسایه نیاى ارجمندش، پیامبر خدا خواهد بود.

فرودگاه این سوره مبارکه، مدینه منوره بوده است و سنگ بنای آن از 28 آیه، 534 واژه و 2376 حرف ساخته شده است.

در اهمیت تلاوت این سوره همین بس که پیامبر رحمت گستر، هر شب پیش از آن كه سر بر بالین خواب نهد، سور "مسبحات"(2) را تلاوت مى‏كرد و مى‏فرمود: انّ فیهن آیة افضل من الف آیة.(3) در این سوره، آیه‏اى است كه از هزار آیه برتر است.

( ادامه مطلب )


+ نوشته شده در 1388-شهر-30ساعت 09:37 توسط yavar نظرات(2) - ارسال نظر - )دنبالک ها0( - لینک مطلب
+ نوشته شده در 1388-شهر-27ساعت 10:17 توسط yavar نظرات(5) - ارسال نظر - )دنبالک ها0( - لینک مطلب

ضربت خوردن امیرمؤمنان حضرت علی (علیه السلام) در محراب مسجد کوفه

در نوزدهم ماه مبارک رمضان سال ۴۰ هـ .ق. فرق مبارک مولای متقیان امیرمؤمنان حضرت علی(علیه السلام) در هنگام نماز صبح در محراب مسجد کوفه با شمشیر آغشته به زهر ابن ملجم مرادی شکافته شد.
گفته اند: گروهی از فراریان جنگ خوارج، در مکه در مذاکره محرمانه خود به این نتیجه رسیدند که برای اصلاح امور مسلمانان، سه تن را باید به قتل برسانند: حضرت علی(علیه السلام)، معاویه و عمروعاص. سه نفر از خوارج خود را برای اجرای این کار آماده ساختند: ابن ملجم داوطلب برای کشتن حضرت علی(علیه السلام) شد. او بی آنکه نیت خود را برای کسی بگوید وارد کوفه شد و در آن شهر با هم مسلکان خود، محرمانه تماس گرفت. سرانجام زنی به نام قُطام و دو تن دیگر به نام‌های وَردان و شبیب با او همدست شدند و تصمیم گرفتند تا در سحرگاه شب نوزدهم رمضان در مسجد کوفه به حضرت علی(علیه السلام) حمله ور شوند. قُطام شمشیرهایی را که از قبل زهرآلود کرده بود به دست آنها داد. آنها جریان را به اشعث بن قیس نیز گفته بودند. او نیز با آنها هم رأی شده و برای کمک آنها به مسجد آمده بود.
مولای متقیان حضرت علی(علیه السلام) طبق معمول، سحرگاه به سوی مسجد کوفه آمدند و بالای بام رفتند و هنگام سپیده سحر اذان گفتند. سپس به محراب مسجد رفتند و مشغول نماز نافل? صبح شدند. وقتی در رکعت اول سر از سجده برداشتند. شبیب به طرف آن حضرت حمله ور شد، ولی شمشیرش به خطا رفت؛ بلافاصله ابن ملجم مرادی حمله کرد و شمشیر او بر فرق مبارک حضرت علی(علیه السلام) فرود آمد و فرق ایشان را تا نزدیک پیشانیشان شکافت و محاسن شریفشان را غرقِ خون کرد. در این هنگام حضرت فرمودند: « بسم الله و بالله و علی مله رسول الله فُزتُ و رب الکعبه ؛ به نام خدا و برای خدا و بر دین رسول خدا. به خدای کعبه سوگند که رستگار شدم!» سپس مقداری از خاک محراب را برداشت و روی زخم سرش پاشیدند و این آیه را تلاوت فرمودند: «مِنها خَلَقناکُُم وَ فیها نُعیدُکُُم وَ مِنها نُخرِجُکُُم تارَهً اُخری؛ ما شما را از خاک آفریدیم و در آن باز می گردانیم و از آن نیز بار دیگر شما را بیرون می آوریم» .
سپس اصحاب، یاران و آن حضرت را به خانه بردند و در بستر شهادت قرار دادند.
گفته اند: هنگامی که ضربت ابن ملجم بر فرق مبارک مولای متقیان علی(علیه السلام) فرود آمد، زمین لرزید و دریاها طوفانی و آسمانها متزلزل گشت و درهای مسجد به هم خورد و خروش از ملایکه آسمانها بلند شد و باد سیاهی به سختی وزید که جهان را تاریک ساخت. جبرئیل در میان آسمان و زمین ندا داد، به طوری که مردم هم شنیدند و گفت: «به خدا سوگند که ارکان هدایت در هم شکست و ستاره‌های علم نبوت خاموش شد؛ نشانه‌های پرهیزکاری از بین رفت و ریسمان محکم الهی پاره شد؛ پسر عموی حضرت مصطفی و سید اوصیا، علی مرتضی، شهید شد و بدبخت‌ترین اشقیا او را شهید کرد».

+ نوشته شده در 1388-شهر-17ساعت 12:25 توسط yavar نظرات(3) - ارسال نظر - )دنبالک ها0( - لینک مطلب